سلام. صبح فوق العادتون بخیر.
یه انرژی فوق فوق فوق مثبت تقدیم به همه شما عزیزان 
این موضوع یه هویی به ذهنم سر زد. منم فهمیدم که به
قول آقا امید روزی امروزمون چیه. ینی خدا برامون اینو خواسته.
من این حرفا رو جلوی شما هم اندیشان میگم چون میدونم که
شما هم مث من فک میکنین.
خب بریم سراغ روزی امروزمون :
فک کنم این کلمه ی نقاب چهره رو برای اولین بار وقتی
تو دانشگاه بودم ینی ترم دوم از زبان استادم شنیدم.
استادم میگف : همه ی ما از این نقاب استفاده میکنیم.
ینی هممون نقابهای مختلفی میزنیم به صورتمون.
خب راستشو بخاین من اون موقع با حرف استادم موافق
نبودم . چرا ؟؟؟ چون میگف همه
معمولا با کلمه ی همه مشکل دارم.
خب ممکنه همه این جوری نباشن.
اما حالا که فک میکنم میبینم همچین بدم نمیگف.
آره هممون نقاب میزنیم ولی.ولیش مهمه. این که
چه جوری نقابو میزنیم مهمه. تو چه جاهایی؟؟؟
خب بریم از چه جوری بودنش صحبت کنیم:
مثلا میریم مهمونی خونه یکی از فکوفامیلامون.
قبل از رفتن شکلو قیافمون رو مرتب میکنیم
ینی مطابق با همون مهمونی ; ینی خودمونو با اون
مهمونی ست میکنیم. چه از لحاظ لباس و چه از لحاظ رفتار.
اگه مهمونی زیاد مهمی نباشه ,خب زیاد به خودمون نمیرسیم.
صحبت من از تیپو این چیزا نیس.بلکه مهمتر از اون رفتارهای
ظاهریمونه.
البته اینم میشه گف که تیپ هم میتونه یه نقابی باشه
چون به هر حال ظاهره و افراد دوروبرمون میتونن اونو ببینن.
ولی رفتاری که ما داریم مهم ترین بخش حرفای امروزمه.
خب داشتم میگفتم مثلا میخایم بریم مهمونی یکی از فکوفامیلامون.
یه نقابی میزنیمو میریم.
ینی چی یه نقاب میزنیم ؟!
ینی اینکه یه رفتار دیگه ایو که تو شرایط عادی نداریم
از خودمون نشون میدیم.
ممکنه آدم غمگینی باشیم ولی سعیمونو میکنیم که
تو مهمونی یه مقدارم که شده, بگیمو بخندیم.
ممکنه آدم عصبی باشیم ولی نقاب یه فرد کاملا صبورو آروم رو
به چهره میزنیم.
بازم روی صحبت من این چیزا نیس.
امیدوارم گیج نشده باشین 
روی صحبتم با اونائیه که پشت سر یه نفر حرف میزنن
ولی تا به خودش میرسن, انگار نه انگار تا یه دیقه پیش
داشته غیبتشو میکرده. اون وق شروع میکنه به
کیف و احوال با طرف.
ینی تا طرفی که داشته پشت سرش حرف میزنه, سر میرسه
نقاب دیگه ایو به صورت میزنه. به این میگن صاف نبودن.
به این میگن دو رو بودن.
وگرنه من مشکل ندارم که آدمی یه ویژگی بدشو تو جمع
کنترل کنه البته به شرطی که فقط کنترل ظاهری نباشه.
منظورم اینه که در درونشم این تمرینو داشته باشه.
فقط به غیبت ختم نمیشه این ماجرای نقاب زدن.
مثلا همین ما مدیرای وبلاگ یا اصن مدیرا نه هرکی که
تو وبلاگ نظر میذاره یا کلا تو فضای مجازی.
از خودم میگم. من با این که تو مطالبم یه چیزای دیگه ایو
میگم و اونارو خوب میدونم و رفتارم هم سعی میکنم
مودبانه باشه. ولی مثلا بیام تو بیرون از این فضا
یه نقاب دیگه ایو بزنم بشم یه فرد بی ادب , بی فرهنگ
وخیلی چیزای دیگه.
اینه که میگن ظاهر مهم نیس.
ولی خب ما که از درون یه انسان خبر نداریم. چیکار کنیم ؟!
پیشنهاد من اینه که توی اولین برخورد زود تصمیم نگیریم
که فلانی خوبه یا بد. باید به زمان این مهلتو بدیم تا شاید تا شاید
طرفو ینی شخصیت طرفو بشناسیم. خب دوباره بریم سر نقاب چهره :
اگه دقت کنین به اطرافتون , این آدمای نقاب بزن کم نیستن!
برای خود من که پیش اومده.
هم کلاسیم یه آدم خوش لباسو یه مقدار درس خونی بود
ولی بعدش چیزایی رو ازش شنیدم و دیدم که قیافه و
شخصیت واقعیشو رو کرد برام. ینی کاملا یه آدم دیگه ای بود.
اگه بخام مثال بزنم خیلیه که شما از من بهتر میدونین.
آدم خودش باشه. این خیلی مهمه.
این کار یه انسان ینی نمیخاد اطرافیانشو
گول بزنه و این کارش اخلاقیه و پر از ارزش.
انسان واقعا موجود مرموزو پیچیده ایه.
بعضیامون با کارایی که میکنیم از مرز این دو ویژگی که گفتم
هم رد میشیم.
وقتی داریم تلفنی با یه نفر حرف میزنیم. میخندیمو کلا هی
قربون صدقه هم میریم ولی تا گوشی رو قطع میکنیم.
کلا داستان عوض میشه.بقیشو شما بهتر از من میدونین.
خب اگه ازش خوشت نمیاد پس چرا قربون صدقش میری ؟!!!
نه قربون صدقش برو , نه پشت سر اون بنده خدا حرف بزن.
یکم فک کنیم میبینیم همین چیزاس که ما آدما رو
از هم دور کرده. چون اون چیزی که نشون میدیم نیستیم.
همش تعارفای الکی. وقتی پولو میدی به راننده تاکسی
میگه باشه, قابل نداره. خب اگه نمیخای بگیری نگیر.
اگه به پولش نیاز داری پس الکی این تعارفارو پیش نکش.
چن سال پیش اخبار نشون داده بود که یه خارجی که
ایران درس میخونه وقتی دید راننده تاکسی گف قابل
نداره, باور کرد حرفشو و بدون این که پول بده داش
میرف که اگه اشتباه نکنم راننده صداش زد که پولمو...
دیگه بقیش معلوم بود برای همین نقطه گذاشتم.
میتونم تعبیر هندونه رو برای این حرفم که گفتم
اون چیزی که نشون میدیم نیستیم به کار ببرم.
ما آدما مثل هندونه ایم.
هنودنه رو تا بازش نکنی نمیدونی توش چیه و چه شکلیه.
نمیدونی شیرینه یا فقط آبکی, نمیدونی قرمزه یا سفیدکی 
فک کنم میگن نیم کیلو باش ولی خودت باش.
منم میگم نمیخاد نیم کیلو باشی. یه ذره باش ولی خواهشا
خواهشا و خواهشا خودت باش.
میخام بخش آخر صحبتامو به ضربه های روحیو روانی
ناشی از نقاب زدنامون بپردازم :
ینی اگه یه طرفی فک کرد که دوستش آدم خوبیه ولی
بعدش متوجه شد این آدم از زمین تا آسمون با چیزی که به
نمایش میذاره فرق داره , ممکنه ضربه روحی شدیدی
بهش بخوره و یه چیز تاسف بارتر اینه که با اون رفتارای
دوستش به این نتیجه برسه که دیگه نمیشه به هیچ کی اعتماد کرد.
حالا اگه اون فرد شریک آدم تو زندگی باشه که دیگه
ضربه های روحیو روانی شدیدتری در بر داره.
ما آدما بازیگرای صحنه ی تئاتریم که با رفتارامون اطرفیانمون
رو مشغول و متوجه خودمون میکنیم.
بیاین اون رفتارها رو از ته ته دلمون انجام بدیم و نشونشون بدیم.
آره ظاهر مهم نیس, درون مهمه.
ولی هنوز بعضی آدما هستن که ظاهرشون مثل درونشونه.
بی نهایت از صمیم قلبم از وقتی که برای این مطلبم
گذاشتین تشکر میکنم. شرمنده زیادی حرف زدم. دلم
حسابی پر بود.
ظاهرو درونتون یکی
حالتون به اون درجه یکی الهی آمین 


برچسب:
نویسنده: میلاد حسینیان